از مصدق تا فراماسونری

 

امام خمینی (ره): ما چقدر سیلی از این ملیت خوردیم، من نمی خواهم بگویم که در زمان ملیت، در زمان آن کسی که این همه تعریف از آن می کنند(مصدق) چه سیلی به ما زد آن آدم. من نمی خواهم بگویم که طلبه های مدرسه فیضیه را به مسلسل بستند در آن زمان، همانطور که در زمان پهلوی بستند که من و آقای حائری بالای سر این جوانهایی که از مدرسه فیضیه به تیر بسته شده بودند، رفتیم و اطباء جرأت نمی کردند بنویسند این زخمی شده است.   بروند کنار اینها، بروند گم بشوند اینها، اینها منحل باید باشند. ما نمی توانیم تحمل کنیم به این که هر کس هر جوری دلش می خواهد«خیر من دلم می خواهد که حالا دموکرات باشد، من دلم می خواهد که ملی باشد، من دلم می خواهد که ملی و اسلامی باشد.» ما از اینها ضربه دیده ایم، ما اسلام را می خواهیم، غیر اسلام را نمی خواهیم.     (صحیفه نور جلد12 ص 256)

 

مبدأ تشکیل فراماسونری:

عصر روشنفکری به بعد می باشد(غرب جدید) ولی بنیان آن به قرون وسطی بر می گردد. در اواخر قرون وسطی در غرب طبقه بسیار ممتاز و ثروتمند وجود داشت که کار آنها بنای کلیسا و معماری مذهبی بود.سال600 تا 1400 میلادی.

این معماران برای جلوگیری از کشف راز معماری خود  یک انجمن صنفی به نام اتحادیه معماران تشکیل دادند. (معمار در ادبیات لاتین به معنای ماسون است و فرا به معنای آزا است) بعدها  اتحادیه آنها به ماسونها شهرت یافت. یک نکته جالب اینکه اکثر این معماران یهودی بودند و آنها در این اتحادیه جوان های خود را تعلیم معماری میدادند. معمولا مکان  آنها در جاهای امن و دارای اشراف بر بقیه مکان ها بود و همین خصوصیت باعث شده است که معولاً لژهای ماسونها بسیار سری و مخفیانه می باشد.

ماسونها دارای سه قانون بودند که تا امروز آنرا حفظ کرده اند.

1- برادری 2-  برابری 3-  آزادی.(البته امروزه از این قوانین فقط به شکل نمادین استفاده می کنند و فقط منافع خود مدنظر آنها است).

به مرور زمان آنها از حیطه معماری خارج شده و افراد دیگری را هم  در خود پذیرفتند.

طبقه تشکیل دهنده ماسون ها :1 کشیشان مسیحی. 2 اشراف(بخش محدودی). 3 روشنفکران وابسته به غرب. 4 بورژوا(طبقه تازه به دوران رسیده یا پولداران نو ظهور)

 

فراماسونری در ایران:

 اولین بار ماسونها از راه هند توسط انگلیسیها به ایران راه یافتند و میرزا ملکم خان اولین کسی بود که تشکیلاتی شبیه فراماسونها در ایران بوجود آورد و لژ فراموشخانه را بوجود آورد و بعد از تعطیلی آن توسط آیت الله ملا علی کنی به فرمان ناصرالدین شاه به قفقاز رفت و از آنجا دستور تشکیل دیگر لژها را به روشنفکران وابسته می داد که از جمله آنها لژ جامع آدمیت و انجمن انسانیت و لژ بیداری و..... است.


مصدق و فراماسونری:

دکتر محمد مصدق عضو جامع آدمیت بود وی هم چنین فعالیتهای در عدلیه و انجمن های سکولار دارد. این فعالیتهای او از مردم و حتی از نخبگان سیاسی دوران او کاملا مخفی بود و اولین باری که این سر فاش شد سال 1342 بود که دکتر فریدون آدمیت فرزند عباسقلی خان آدمیت (گرداننده جامع آدمیت) با انتشار کتاب فکر آزادی ودرج قسم نامه مصدق این سر را بر ملا کرد.

 

دکتر اسماعیل رایین در این باره می گوید: دکتر مصدق که به علت سوابق مبارزاتی، رهبر جبهه ملی گردید و نقش اقلیت داخلی را خیلی خوب ایفا می کرد و بالاخره برای اجرای قانون ملی شدن نفت وزیر گردید عضوی از شبکه فراماسونری بود و قسم نامه داشت، ولی در ا.وج مبارزات ملت که به این راز وقوف نداشت و اولین بار در سال 1342 ه ش کتاب فکر آزادی با انتشار سند قسم نامه او پرده از این مهم برداشت.

( کتاب مذکورص640  تاریخ سیاسی ایران ج1 ص 8081)

 

بعدها ایرج افشار در نامه ای به مصدق چگونگی عضویت وی در جامع آدمیت را سوال می کند و مصدق این چنین جواب می دهد:

احمدآباد   آذر ماه 1344

قربانت گردم................. راجع به انجمن های در بدو مشروطیت تشکیل می شد و یکی از آنها انجمن آدمیت بود اطلاعی که دارم این است مرحوم میرزا عباسقلی در خانه خود این انجمن را تشکیل داد، و هر کس که میخواست عضو بشو لازم بود کسی او را معرفی کند............... یکی از روزها شخص محترمی به خانه من آمد، مرا دعوت نمود و با خود به انجمن برد.......... بعدها بنده را هم به سمت نیابت رئیس انتخاب کردند و دیگر نتوانستم در انجمن حاضر شوم....... .

(محمد مصدق  نامه های دکتر مصدق ج 1ص 351)

 

نکات مبهمی در این نامه وجود دادر: 1- چطور ایشان در حالیکه ادعای شرکت فقط چند جلسه ای دارد و به نیابت ریاست انتخاب شدند 2- همه قوانین جامع آدمیت حکایت دارند که این جامع ماسونی بوده است و در انجمن های ماسونی کسی بعد از قسم نامه و بوسه بر پای اعظم لژ حق ترک انجمن را ندارد 3- دکتر مصدق اشاره ای به قسم نامه ندارد و این خود نشانه ای است بر اثبات وفادار بودن او به فراماسونرها.4- اگر طبق ادعای مصدق او فقط چند جلسه شرکت داشته پس چرا قسم نامه نوشته است.

یکی از اسناد ماسونی بودن جامع آدمیت نوشته ای شیخ ابراهیم زنجانی است که می گوید:

انجمن های ماسونی پس از تعطیلی فراموشخانه ملکم خان توسط ناصر الدین شاه تحت عناوین و اسامی دیگری مانند: مجمع سری فراماسونها، مجمع آدمیت و..... ادامه حیات داده...... . سرگذشت زندگی من ص 238 شیخ ابراهیم زنجانی.

 

یکی از محققین معاصر درباره جامع آدمیت می گوید:جامع آدمیت را می توان به یک معنی دنباله همان فراموشخانه ملک بحساب آورد، زیرا مرامنامه آن اصول آدمیت نوشته ملکم خان و کتابچه حقوق اساسی افراد تالیف ایشان است.... (جامع آدمیت) بیش از 350 عضو از طبقات مختلف پیدا کرد که از جمله: میرزا محمود خان احتشام السلطنه، رئیس مجلس شورای اسلامی و سلیمان میرزا اسکندری........ مصدق السلطنه..... و شاهزاده عضد السلطان را می توان نام برد. (تاملاتی درباره جریان روشنفکری ص63)                                                                                      

 ادله بسیاری دیگری برای ماسون بودن مصدق وجود دارد که می توان از جمله نزدیکان مصدق را نام برد که ماسون بودن آنها محرز شده است :

1-   همسر مصدق: دختر میر سید زین العابدین امام جمعه که از فراماسونهای وابسته به لژ ملکم خان بوده است (اولین امام جمعه ماسونی).

2-  خواهر مصدق: به نام دختر الملوکزن عضد السلطان که از وابستگان تشکیلات ماسونی است و همین شخص(عضد السلطان داماد خانواده مصدق) معرف مصدق برای ورود او به لژ آدمیت بوده است.

3-  ثقه الدوله دیبا، برادر مصدق رابطه لژ فراماسونری و مصدق(او با مصدق از یک مادر بودند).

(زندگی نامه مصدق السلطنه ص169)

4-میرزا حسن خان مشیر الدوله(پیرنیا): دوست مصدق، عضو سازمان فراماسونری ایران و فرانسه.        (فراموشخانه و فراماسونری در ایران ج1ص455)

5-  شاهزاده عضدالسلطان فرزند مظفرالدین شاه: عضو جامع آدمیت. (همان ص664)

6-  دکتر سید حسن امامی فرزند سید ابوالقاسم امام جمعه: برادر زاده خانم ضیاءالسلطنه همسر دکتر مصدق.

7-دکتر علی امینی(نخست وزیر ایران در سال1340):پسر خاله مصدق عضو لاینز روتارین های تهران، امیر کبیر ، جویندگان کمال، زردتشت و بزرگ ایران.  ( مرکز اسناد انقلاب اسلامی فراماسونرها و روتارین ها و لاینز های ایران ص133.)

8-  دکتر غلامحسین مصدق: پسرمصدق عضو روتارین و لاینز تهران مرکزی. (همان ص680).

9-   دکتر متین دفتری: داماد مصدق.

10-سید جواد امامی یا ظهیر السلام برادر زن مصدق، پسر سید زین العابدین، فراماسونر هوادار رضا خان.

 

سناتور محسن خواجه نوری که خود فراماسون بود و پس از پیروزی انقلاب اسلامی در دادگاه محکوم گشت به عنوان اعتراض که عضویت در تشکیلات فراماسونی بوده گفت: علت اینکه من لژ ابن سینای فراماسونری را پذیرفتم به علت سابقه ای بود که ... و سید نصرالله تقوی و مرحوم دکتر محمد مصدق در این لژ عضویت داشتند. روزنامه کیهان 28 شهریور 1358.

 

مهندس محسن فروغی فرزند محمد علی فروغی عضو مجمع آدمیت و انتقال دهنده سلطنت از قاجار به رضا خان و از او به محمدرضا در خاطرات خود می گوید: دوستی من و غلامحسین مصدق باعث شد من هم با دکتر مصدق آشنا و نزدیک شوم موقعیکه دکتر مصدق می خواست ساختمانی در خیابان کاخ برای خود بسازد نقشه آن را از من گرفت، ظرف دو ماه نقشه کاملی تهیه کردم. فوق العاده مورد پسند ایشان و همسرش قرار گرفت، کار نظارت را نیز به من واگذار کردند و، مبلغ سی هزار تومان چک به من تسلیم کردند بنده از گرفتن چک تحاشی کردم هرچه او اصرار کرد من انکار کردم و گفتم روابط من و غلام شبیه دو برادر است.

 

دکتر مصدق وقتی استنکاف مرا از قبول مشاهده کرد قلم و کاغذی از روی میز برداشتند شرحی روی کاغذ نوشته و امضاء کردند و به دست فرزند خود داده، گفتند حالا که رفیق شما از من دستمزد قبول نمی کند من کار مهم تری برای او انجام می دهم که تا حالا برای کسی این کار را نکرده ام، غلام نامه را به دست من داد دیدم دکتر مصدق مرا به لژ فراماسونی معرفی کرده و خود معرف من شده است به این ترتیب با معرفی ایشان من فراماسون شدم.

(دکتر باقر عاقلی ذکاء الملک فروغی و شهریور1320 ص160 ،نقل از مصدق در آیینه تاریخ ص159)                       3

 

اسمائیل رائین در مورد فراماسون بودن تمام نخست وزیران مشهور ایران به استثنای 5 نفر و نبودن نام مصدق

/ 1 نظر / 64 بازدید
آرش

تا جایی که من میدونم عضویت زن ها در لژهای فراماسونری تقریبا ممنوعه و نمیتونن عضو بشن. فقط میتونن عضو ناظر باشن. منبع این خبر کیه؟