دل درد های طلبه متحیر2

سلام: چه گویم که ندانم چه گویم امروز با یکی از رفقای طلبه رفته بودیم شهر برای خرید لباس و کارهای دیگری اما سر راه هم به یک  مغازه دار به خاطر یکسری عکس و مجسمه که خلاف عرف و شئون اسلامی بودند تذکر دادیم امابحث ما با ایشان تقریباً 30 دقیقه ای طول کشید  ودر این میان حرف های جالبی از او شنیدیم اولاً اینکه ما یک بار در علل عدم توجه به تهاجم فرهنگی اسم خاتمی را گفتم که سریع موضع دفاعی گرفتند و شروع به دفاع از خاتمی کردند و اما  تقصرهمه کارها را به گردن مسئولان بالایی می انداختند و مثال های معروف اما غلط همرنگ جماعت شدن و هر که به گور خود رود و از اینجور مسائل را مطرح می کردند و ما هم مجبور به رد آنها می شدیم اما در حرفهای ایشان تناقضات زیاد بود از طرفی با ضرب المثلها سعی در تبره خود داشت و از طرفی می گفت ما مسئول در قبال ایدئولو‍ژی خود هستیم البته کنایه به حکم ماموریت و کارت شناسایی هم می زد اما مستقیم  نمی گفت ما هم یک حکم و کارتی به ایشان  نشان دادیم وقضیه با برداشتن عکس تموم شد اما ما ماندیم هزار  جور دختر ژیگول در شهر بوشهر که الحق مسئولان در آن به خواب عمیقی رفته اند البته در عرصه فرهنگ اما ضد فرهنگ که کار ارشاد هر روز با یک کنسرت صادقی ها و بلیت40000 هزار تومانی شروع و تمام می شود  اللهم العن کل مروج الفساد و الکثافت کاری

برای سلامتی رهبر معظم انقلاب صلوات

/ 2 نظر / 10 بازدید
http://karim-ya.persianblog.ir/post/101/

شلام! به طلبه خوش تیپ تر از خودت نیز سر بزن![گل]

http://karim-ya.persianblog.ir/post/101/

چرا مثل میوه ای که پوستش را انداخته باشند از خودت خبری نیست؟[گل]