دل نوشته هاي يك طلبه

دل نوشته مجموعه خاطرات و بايدها و نبايدهاي يك طلبه و موضوعات آزاد

پروژه ای برای خروج کروبی از کشور
ساعت ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٧ 
به نقل از ضد سبزhttp://hana2089.mihanblog.com/
این پروژه پروژه برای حذف کروبی از معادلات سیاسی و فرصت دادن به موسوی به عنوان رهبر اپوزیسیون طراحی شده است.
ماجرای اختلاف دو تن از سران فتنه برای رهبری جریان فتنه به حدی بالا گرفته که دو طرف از انواع روشها برای حذف رقیب استفاده می کنند.
به گزارش جوان آنلاین اخیرا دعوت نامه ای از خارج از کشور برای یکی از سران فتنه ارسال شده است و از وی دعوت بعمل آمده تا وی در همایشی در رابطه با ایران شرکت نماید .
بنابر این گزارش این دعوت نامه هم اکنون دراختیار نفر اول از سران فتنه است و بدنبال سناریویی برای طرح آن با نفر پنجم انتخابات 88هستند تا از واکنش های احتمالی وی و تبعات احتمالی جلوگیری نمایند .
این دعوت نامه بر اهمیت بین المللی این همایش در پیش برد اهداف جنبش سبز و حضور این شخص تاکید نموده است و در قسمتی از این دعوت آمده است "بی شک در تاریخ نوین ایران نقش رادمردانی چون شما زینت بخش پیکار های رهایی بخش و الگویی برای آزاد اندیشان خواهد بود"
   
گفته می شود سناریوی در نظر گرفته شده برای خروج رقیب آرای باطله از کشور با توجه به وضعیت جسمی نا مناسب وی و بیماریهای مختلفش، ادامه معالجات در مراکز پزشکی مجهز تر و بعضی امور شخصی می باشد .
شنیده شده شده که این پروژه پروژه برای حذف کروبی از معادلات سیاسی داخلی و فرصت دادن به موسوی به عنوان رهبر اپوزیسیون طراحی شده است و در صورتیکه این روحانی تندرو را بتوانند از ایران خارج نمایند، با خراب کردن پل های پشت سر و وارد کردن وی در مقولاتی که جمهوری اسلامی آنرا نخواهد پذیرفت ، عملا برگشت وی به کشور را منتفی نموده و از پتانسیل کروبی در بیهوده گویی و اظهارات بدون پشتوانه و سند در جهت تخریب بیشتر نظام بهره برداری خواهند نمود و عملا بزرگترین مانع بر سر راه موسوی نیز کنار خواهد رفت .
این در حالی است که اپوزیسیون از سادگی و بی پروایی مهدی کروبی در زمینه های مختلف تا کنون نهایت بهره برداری راکرده است

 
بازگشتی چند باره
ساعت ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٧ 

سلام بر همه همراهان عزیز تا امروز به دلایل فراوانی نمی توانستم وبلاگ را به روز کنم اما انشاءالله اگه بشه از امروز سعی خواهم کرد به روز باشم اما این روزها به دردسر انتقالی از مدرسه سابق به لاحق گرفتارم وبا امید خدواند این سال آخری را در استان خودمان و در شهر گجساران به سرخواهم برد تا ببینیم فضل او چه خواهد بود و اما این سرگرم فراهم کردن مقدمات تبلیغ در یکی از روستاهای اطراف شهر هستیم با یکی از رفقا و انشاءالله به زودی کار را شروع خواهیم کرد. و اما بحث همیشگیچند روز ÷یشدر سخنرانی مقام معظم رهبری با مردم بوشهر سخن از وحدت بود البته مثل همیشه  اما اینبار بسیار تاکید داشتند، امیدواریم که باز مسئولین و خواص محترم حرف دل مراد را زمین نگذارند و به خاطر مردم  که شده بنای وحدت را بگذارند، و اما منظور از وحدت این نیست که مثل بعضی از آقایان که روزی شعار اسکبار ستیزی آنان گوش عالم را کر کرده بود حالا پا بر روی اصول بگذاریم بلکه منظور تعامل در عین حفظ و پافشاری بر اصول است.  با دشمن شاید بتوان سارش تاکتیکی کرد اما وحدت با دشمن اصلاً میسر نیست زیرا وحدت در بین افراد یک فکر هست که بر روی چیزهای اختلاف دارند اما دشمن دارای چند فکر هستند که با هم سازگار نیستند و قابلیت وحدت را اصلاً ندارند.

به امید روزی که بر قله های رفیع دین و دنیا بایستیم و بگوییم مسلمان و ایرانی می تواند.


کلمات کلیدی: بازگشت ، وحدت ، مقام معظم رهبری
 
بازگشتی ما
ساعت ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٢ 

سلام دوستان گرامی این چند وقته به دلایلی از جمله نبود امکانات و امتحانات وحشتناک نتوانستیم چند کلامی بنویسیم اما انشاءالله از این به بعد به حملات خود ادامه خواهیم داد و جوابهای جالب شما را خواهیم فهمید قربانتان خوش تیپ


کلمات کلیدی: بازگشت
 
گفتاری نیک از یک دوست
ساعت ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٦ 

اندیشه سبز، رویای سبز، خانه سبز، سرزمین سبز، سرنوشت سبز، زندگی سبز، امید سبز، مرگ سبز، تولد سبز، احساس سبز، روزنه سبز، آسمان سبز، خیال سبز، هوای سبز، سایت سبز، دستبند سبز، لباس سبز ... سبز سبز سبز ..
تنها سبز بودن کافی نیست. ریشه داشتن هم مهم است.
ریشه همون آخرین لایه تفکر آدمه. یعنی آخرین منطور آدم از یه حرف، یه جمله، یه کلمه یا حتی یه نگاه.
فقط از روی آخرین لایه تفکر یه آدم می توان گفت اندیشه او حق است یا باطل. آخرین لایه فقط و فقط حق خواهد بود یا باطل ولاغیر.
آخرین لایه تفکر یعنی آدم برا حرفهاش معمولا منظور داره و برا منظورش دوباره منظور.
گاهی خودش هم خبر نداره. اما قابل پیگیریه.
بالاخره یه جا تموم میشه.
اگه تونستی بگی اون آخرین منظور شما از این سبزها چیه، واقعا میشه تصمیم گرفت که این سبزی که می گید اصیله یا نه!!!!
اما اگه یه چیزی گفتی که من تونستم بگم باز هم برای اون منظورت منظور داری معلوم میشه که داری ادا در میاری و فیلم بازی می کنی یا اصلا بدتر، فیلمت کرده اند و


کلمات کلیدی: سبز ، تفکر ، حقو باطل
 
دلنوشته ای با ارزشی ها
ساعت ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٢٩ 

سلام این روزها چیزهای را می بینه که اصلاً باورشان با توجه به وضعیت نظام غیرقابل باور است این روشنفکرهای غرب زده (تهی مغزها)که هر کاری دلشان می خواهد انجام می دهند بعد به قول شکوهی در مناظره با روانبخش تریبون ندارند پس دانشگاه و روزنامه ها و رادیو چیه؟! این ژیگولها هر طوری دلشان می خواهند در خیابانها راه می روند بعد خانم عبادی می گوید آزادی نیست!!! اگه نیست پس این چیه؟ به خدا مجبور شدم سریع متاهل شوم تا کارم به.......  خوب یه شب با عیال دلمان خوش رفتیم شهر بگردیم، داشتیم راه می رفتیم یه دفعه چیزی دیدم که رنگم پرید !! یه خانم با پوشش تور (نمی دانم مانتو توری از کجا آمده) جلوم ایستاده و ناز ناز هم می کنه طاقت نیاوردم ولی عیال نذاشت به هزارتا قسم ردشدیم. خوب گذشت دیشب توی حوزه بودیم یه دفعه صدای ارگ از کنارمان بالا رفت!!! بله باشگاه شاهین به دسته دوم سقوط نکرده اینها ارگ گذاشته اند و دارند شادی می کنند آنهم چه شادی و دخترخانمها هم ایستاده بوده اند(البته تو دید ما این بود و خبری از بعدش نداریم چون بچه ها سریع برگشتند). آی خدا پس کو غیرتها!!! کجایید شهدا!! که خون شما را شاهین ها لگدمال کردند و حالا هی می گویند استان ولایت مدار بوشهر!!! کو ولایت اینها که دختر مدارند و ماهواره مدار!! ماها چماق به دستیم و خانمهای ما هم که متحجر و سنتی!! یکی نیست بگه بابا ناموس فروشی که مدرنیته نیست .... حالا هی بگین امل این چه تفکری است که داری  بابا تاریخ را بخوانیم ببینیم که چصوری اندلس را گرفتند ؟ مگه با سکس و شراب و فحشا نبود


کلمات کلیدی: روشنفکر ، آزادی ، شادی
 
دل دردی با بی بدحجابان
ساعت ٧:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٢٥ 

سلام دوستان بعد از روزها امروز بار دیگه آمدیم سری بزنیم این روزها بحث مقابله با بدحجابی یا بی حجابی باز ورد زبانها شده البته فقط در حد زبانی است نه بالاتر هر روز یا مجلس یا دولت یا امثالهم حرفی می زنند ولی عملی در کار نیست که نیست دولت می گویدبرخورد فیزیکی نمیشه مجلس الکی الکی قانون تصویب می کنه ولی مجری قانون که نیروی انتظامی است و بسیج برای خراب نشدن وجهه عمومی خود از اجرای قانون سرباز می زنند و می گویند کار فرهنگی!!! اخه مگه در زمان امام علی کار فرهنگی نبود که امام حدود و قوانین را اجرا می کردند اگه این کارها باعث خراب شدن وجهه می شود دیگه چرا وضع شده اند امروز در جلسه ای با فرمانده نیروی انتظامی استان بحثمان بالا گرفت و ایشان از عدم قوانین گلایه داشت البته حرف ایشان کاملا صحیح نبود. جالب الان که دارم در کافی نت این مطالب را می ذارم اطرافم بسیاری از این بدحجابها یا بی حجابها  نشسته اما مگه می توان حرفی زد؟!!!

راستی آخرش بدحجابند یا بی حجاب این مردم، ما که نفهمیدیم!!! انتخاب با خودتان.

برای سلامتی رهبر معظم انقلاب صلوات.


 
زبان حال موسوی:
ساعت ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱٤ 

 

دلی دارم دلی پر کینه دارم  لج محمود  در سینه دارم

 وزیر رهبری بودم ولیکن به ایشان کینه ای دیرینه دارم 

 قانون ما تو مملکت همونیه که من میخوام 

 با حرف خوش اگه نشد با جنگ تن به تن میام

 دین برامون خوبه اگه نوع سکولارش باشه 

 اسلام سنتی رو من پیچیده تو کفن میخوام 

 میگن باراک منو دوست داره بسیار 

 بهم گفته که میدونو نگه دار 

 برای اون طرفدارای بنده 

 فرستاده یه مانتو سبز چین دار 

 ای طرفداران مرا یادم کنید از غم و از غصه آزاد کنید 

 شعله ها اندر خیابان افکنید مسجدی آتش زده شادم کنید 

 می گفتم رهبری رو دوست دارم به پای گفته اش سر می سپارم 

 حالا معلوم شده حرفِ دروغم  که اینها بوده ترفند و شعارم

 الا ای موسوی کار تو زاره  که آمریکا پشتت سواره

 میگن که موسوی اهل نفاقه منافق شاخ و دم داره ؟ نداره 

 

زبون بازی و چاخانی ندانی پریشان مغز و نادانی ندانی

 تو را ای موسوی، دیوانه خوانند به عاقل ها نمی مانی ندانی 

 اگر که موسوی با عقل و هوشه چرا پس شاخ و شونه اش مثل بوشه ؟ 

 اگر که خانمش قرآن پژوهه برای چی طرفدارش گوگوشه ؟

 یه بیماری زده آتیش به جونم که دائم کرکری دارم می خونم 

 حالا که رد شدم در انتخابات منم تا میتونم موش میدوونم 

 نمیدونم چه شد در انتخابات که از صحنه بگشتم کیش و هم مات 

 به جون بچه ها من رای آوردم میگن آره برو اروای بابات 

 اگه بالا برم وضعم همینه اگه پایین برم بدتر از اینه 

 نمیدونم که آرا مال من بود یا چشمام آلبالو گیلاس می چینه


کلمات کلیدی: موسوی ، شعر طنز
 
بدون شرح
ساعت ۸:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۳ 


کلمات کلیدی: اخراجیهای 3
 
از مصدق تا فراماسونری
ساعت ٧:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۳ 

 

امام خمینی (ره): ما چقدر سیلی از این ملیت خوردیم، من نمی خواهم بگویم که در زمان ملیت، در زمان آن کسی که این همه تعریف از آن می کنند(مصدق) چه سیلی به ما زد آن آدم. من نمی خواهم بگویم که طلبه های مدرسه فیضیه را به مسلسل بستند در آن زمان، همانطور که در زمان پهلوی بستند که من و آقای حائری بالای سر این جوانهایی که از مدرسه فیضیه به تیر بسته شده بودند، رفتیم و اطباء جرأت نمی کردند بنویسند این زخمی شده است.   بروند کنار اینها، بروند گم بشوند اینها، اینها منحل باید باشند. ما نمی توانیم تحمل کنیم به این که هر کس هر جوری دلش می خواهد«خیر من دلم می خواهد که حالا دموکرات باشد، من دلم می خواهد که ملی باشد، من دلم می خواهد که ملی و اسلامی باشد.» ما از اینها ضربه دیده ایم، ما اسلام را می خواهیم، غیر اسلام را نمی خواهیم.     (صحیفه نور جلد12 ص 256)

 

مبدأ تشکیل فراماسونری:

عصر روشنفکری به بعد می باشد(غرب جدید) ولی بنیان آن به قرون وسطی بر می گردد. در اواخر قرون وسطی در غرب طبقه بسیار ممتاز و ثروتمند وجود داشت که کار آنها بنای کلیسا و معماری مذهبی بود.سال600 تا 1400 میلادی.

این معماران برای جلوگیری از کشف راز معماری خود  یک انجمن صنفی به نام اتحادیه معماران تشکیل دادند. (معمار در ادبیات لاتین به معنای ماسون است و فرا به معنای آزا است) بعدها  اتحادیه آنها به ماسونها شهرت یافت. یک نکته جالب اینکه اکثر این معماران یهودی بودند و آنها در این اتحادیه جوان های خود را تعلیم معماری میدادند. معمولا مکان  آنها در جاهای امن و دارای اشراف بر بقیه مکان ها بود و همین خصوصیت باعث شده است که معولاً لژهای ماسونها بسیار سری و مخفیانه می باشد.

ماسونها دارای سه قانون بودند که تا امروز آنرا حفظ کرده اند.

1- برادری 2-  برابری 3-  آزادی.(البته امروزه از این قوانین فقط به شکل نمادین استفاده می کنند و فقط منافع خود مدنظر آنها است).

به مرور زمان آنها از حیطه معماری خارج شده و افراد دیگری را هم  در خود پذیرفتند.

طبقه تشکیل دهنده ماسون ها :1 کشیشان مسیحی. 2 اشراف(بخش محدودی). 3 روشنفکران وابسته به غرب. 4 بورژوا(طبقه تازه به دوران رسیده یا پولداران نو ظهور)

 

فراماسونری در ایران:

 اولین بار ماسونها از راه هند توسط انگلیسیها به ایران راه یافتند و میرزا ملکم خان اولین کسی بود که تشکیلاتی شبیه فراماسونها در ایران بوجود آورد و لژ فراموشخانه را بوجود آورد و بعد از تعطیلی آن توسط آیت الله ملا علی کنی به فرمان ناصرالدین شاه به قفقاز رفت و از آنجا دستور تشکیل دیگر لژها را به روشنفکران وابسته می داد که از جمله آنها لژ جامع آدمیت و انجمن انسانیت و لژ بیداری و..... است.


مصدق و فراماسونری:

دکتر محمد مصدق عضو جامع آدمیت بود وی هم چنین فعالیتهای در عدلیه و انجمن های سکولار دارد. این فعالیتهای او از مردم و حتی از نخبگان سیاسی دوران او کاملا مخفی بود و اولین باری که این سر فاش شد سال 1342 بود که دکتر فریدون آدمیت فرزند عباسقلی خان آدمیت (گرداننده جامع آدمیت) با انتشار کتاب فکر آزادی ودرج قسم نامه مصدق این سر را بر ملا کرد.

 

دکتر اسماعیل رایین در این باره می گوید: دکتر مصدق که به علت سوابق مبارزاتی، رهبر جبهه ملی گردید و نقش اقلیت داخلی را خیلی خوب ایفا می کرد و بالاخره برای اجرای قانون ملی شدن نفت وزیر گردید عضوی از شبکه فراماسونری بود و قسم نامه داشت، ولی در ا.وج مبارزات ملت که به این راز وقوف نداشت و اولین بار در سال 1342 ه ش کتاب فکر آزادی با انتشار سند قسم نامه او پرده از این مهم برداشت.

( کتاب مذکورص640  تاریخ سیاسی ایران ج1 ص 8081)

 

بعدها ایرج افشار در نامه ای به مصدق چگونگی عضویت وی در جامع آدمیت را سوال می کند و مصدق این چنین جواب می دهد:

احمدآباد   آذر ماه 1344

قربانت گردم................. راجع به انجمن های در بدو مشروطیت تشکیل می شد و یکی از آنها انجمن آدمیت بود اطلاعی که دارم این است مرحوم میرزا عباسقلی در خانه خود این انجمن را تشکیل داد، و هر کس که میخواست عضو بشو لازم بود کسی او را معرفی کند............... یکی از روزها شخص محترمی به خانه من آمد، مرا دعوت نمود و با خود به انجمن برد.......... بعدها بنده را هم به سمت نیابت رئیس انتخاب کردند و دیگر نتوانستم در انجمن حاضر شوم....... .

(محمد مصدق  نامه های دکتر مصدق ج 1ص 351)

 

نکات مبهمی در این نامه وجود دادر: 1- چطور ایشان در حالیکه ادعای شرکت فقط چند جلسه ای دارد و به نیابت ریاست انتخاب شدند 2- همه قوانین جامع آدمیت حکایت دارند که این جامع ماسونی بوده است و در انجمن های ماسونی کسی بعد از قسم نامه و بوسه بر پای اعظم لژ حق ترک انجمن را ندارد 3- دکتر مصدق اشاره ای به قسم نامه ندارد و این خود نشانه ای است بر اثبات وفادار بودن او به فراماسونرها.4- اگر طبق ادعای مصدق او فقط چند جلسه شرکت داشته پس چرا قسم نامه نوشته است.

یکی از اسناد ماسونی بودن جامع آدمیت نوشته ای شیخ ابراهیم زنجانی است که می گوید:

انجمن های ماسونی پس از تعطیلی فراموشخانه ملکم خان توسط ناصر الدین شاه تحت عناوین و اسامی دیگری مانند: مجمع سری فراماسونها، مجمع آدمیت و..... ادامه حیات داده...... . سرگذشت زندگی من ص 238 شیخ ابراهیم زنجانی.

 

یکی از محققین معاصر درباره جامع آدمیت می گوید:جامع آدمیت را می توان به یک معنی دنباله همان فراموشخانه ملک بحساب آورد، زیرا مرامنامه آن اصول آدمیت نوشته ملکم خان و کتابچه حقوق اساسی افراد تالیف ایشان است.... (جامع آدمیت) بیش از 350 عضو از طبقات مختلف پیدا کرد که از جمله: میرزا محمود خان احتشام السلطنه، رئیس مجلس شورای اسلامی و سلیمان میرزا اسکندری........ مصدق السلطنه..... و شاهزاده عضد السلطان را می توان نام برد. (تاملاتی درباره جریان روشنفکری ص63)                                                                                      

 ادله بسیاری دیگری برای ماسون بودن مصدق وجود دارد که می توان از جمله نزدیکان مصدق را نام برد که ماسون بودن آنها محرز شده است :

1-   همسر مصدق: دختر میر سید زین العابدین امام جمعه که از فراماسونهای وابسته به لژ ملکم خان بوده است (اولین امام جمعه ماسونی).

2-  خواهر مصدق: به نام دختر الملوکزن عضد السلطان که از وابستگان تشکیلات ماسونی است و همین شخص(عضد السلطان داماد خانواده مصدق) معرف مصدق برای ورود او به لژ آدمیت بوده است.

3-  ثقه الدوله دیبا، برادر مصدق رابطه لژ فراماسونری و مصدق(او با مصدق از یک مادر بودند).

(زندگی نامه مصدق السلطنه ص169)

4- میرزا حسن خان مشیر الدوله(پیرنیا): دوست مصدق، عضو سازمان فراماسونری ایران و فرانسه.        (فراموشخانه و فراماسونری در ایران ج1ص455)

5-  شاهزاده عضدالسلطان فرزند مظفرالدین شاه: عضو جامع آدمیت. (همان ص664)

6-  دکتر سید حسن امامی فرزند سید ابوالقاسم امام جمعه: برادر زاده خانم ضیاءالسلطنه همسر دکتر مصدق.

7- دکتر علی امینی(نخست وزیر ایران در سال1340):پسر خاله مصدق عضو لاینز روتارین های تهران، امیر کبیر ، جویندگان کمال، زردتشت و بزرگ ایران.  ( مرکز اسناد انقلاب اسلامی فراماسونرها و روتارین ها و لاینز های ایران ص133.)

8-  دکتر غلامحسین مصدق: پسرمصدق عضو روتارین و لاینز تهران مرکزی. (همان ص680).

9-   دکتر متین دفتری: داماد مصدق.

10-سید جواد امامی یا ظهیر السلام برادر زن مصدق، پسر سید زین العابدین، فراماسونر هوادار رضا خان.

 

سناتور محسن خواجه نوری که خود فراماسون بود و پس از پیروزی انقلاب اسلامی در دادگاه محکوم گشت به عنوان اعتراض که عضویت در تشکیلات فراماسونی بوده گفت: علت اینکه من لژ ابن سینای فراماسونری را پذیرفتم به علت سابقه ای بود که ... و سید نصرالله تقوی و مرحوم دکتر محمد مصدق در این لژ عضویت داشتند. روزنامه کیهان 28 شهریور 1358.

 

مهندس محسن فروغی فرزند محمد علی فروغی عضو مجمع آدمیت و انتقال دهنده سلطنت از قاجار به رضا خان و از او به محمدرضا در خاطرات خود می گوید: دوستی من و غلامحسین مصدق باعث شد من هم با دکتر مصدق آشنا و نزدیک شوم موقعیکه دکتر مصدق می خواست ساختمانی در خیابان کاخ برای خود بسازد نقشه آن را از من گرفت، ظرف دو ماه نقشه کاملی تهیه کردم. فوق العاده مورد پسند ایشان و همسرش قرار گرفت، کار نظارت را نیز به من واگذار کردند و، مبلغ سی هزار تومان چک به من تسلیم کردند بنده از گرفتن چک تحاشی کردم هرچه او اصرار کرد من انکار کردم و گفتم روابط من و غلام شبیه دو برادر است.

 

دکتر مصدق وقتی استنکاف مرا از قبول مشاهده کرد قلم و کاغذی از روی میز برداشتند شرحی روی کاغذ نوشته و امضاء کردند و به دست فرزند خود داده، گفتند حالا که رفیق شما از من دستمزد قبول نمی کند من کار مهم تری برای او انجام می دهم که تا حالا برای کسی این کار را نکرده ام، غلام نامه را به دست من داد دیدم دکتر مصدق مرا به لژ فراماسونی معرفی کرده و خود معرف من شده است به این ترتیب با معرفی ایشان من فراماسون شدم.

(دکتر باقر عاقلی ذکاء الملک فروغی و شهریور1320 ص160 ،نقل از مصدق در آیینه تاریخ ص159)                       3

 

اسمائیل رائین در مورد فراماسون بودن تمام نخست وزیران مشهور ایران به استثنای 5 نفر و نبودن نام مصدق در بین این 5 نفر شهاد دیگری بر ادامه ارتباط پنهان مصدق با فراماسونری است.

او می نویسد:در حوادث بعد از شهریور1320 – 1941 میلادی فقط 5 رئیس الاوزرای مشهر ایران که دوران صدارتشان با حوادث مهمی به پایان رسید فراماسون نبودند، اینان عبارتند از: مرحومین عبدالحسین هژیر، سپهبد حاج علی رزم آرا، سپهبد زاهدی و آقایان اسدالله علم و دکتر امینی.   ( فراماشوخانه و فراماسونری در ایران ج1 پاورقی ص22)

وزرای ماسونی مصدق:

1-   جواد بوشهری: وزیر راه در کابینه اول مصدق.(فراماسونرها و روتارین ها و لاینزهای ایران ص54).

2-  داوود رجبی: وزیر راه درکابینه دوم مصدق عضو لاینز مهر بود. (همان ص243 و 530).

3- خلیل طالقانی: وزیر کشاورزی در کابینه دوم مصدق.( همان)

4- رضا فلاح: عضو موثر شرکت ملی نفت ایران.  (فراماسونرها و روتارین ها و لاینزهای ایران).

5-  امیر تیمور کلالی: وزیر کار در کابینه اول مصدق . (همان)

6- پدر غلامحسین صدیقی: وزیر کشور در کابینه دوم مصدق عضو جامع آدمیت. (فراموشخانه و فراماسونری در ایران ج 1 ص669).

7- شریف امامی: عضو شورای عالی سازمان برنامه و بودجه دولت مصدق.

8- دکتر شاپور بختیار: معاونت وزارت کار.

9-   دکتر متین دفتری : داماد و نوه برادری مصدق.

10-  سپهبد اسدالله صنیعی: معاونت وزارت دفاع ملی مصدق.(ظهور و سقوط سلطنت پهلوی ج1 ص466).

11-باقر کاظمی: وزیر امور خارجه در کابینه اول.( تاریخ معاصر ایران سال سوم شماره 9 ص267).

 

 

 


کلمات کلیدی: مصدق ، فراماسونری
 
مبارکه مبارکه سالگرد قاطی مرغها شدنم
ساعت ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۱ 

سلام می دانم این روزها روز عزاداری است و همه ماها در غم از دست دادن مادرمان هستیم اما دیروز اولین سالگرد عقدم بود ازدواج نه ها، غرض اینکه خواستم به خودم تبریکی بگم. دیروز روز باحالی بود، اولین سالگرد عقدم با گلم بود البته خدا وکیلی هدیه خیلی باحال برام خرید یه قاب عکس که یه طرفش عکس آقا بود و طرف دیگش عکس استادم.

ما هم براش عروسک خریدیم(پلنگ صورتی از نوع قرمزش) شوخی بود . اما دیروز نمی دانید چقدر ما را پیاده این ور و آن ور  برد اینقدر که موقع برگشتن به خونه دیگه نا نداشتم، جاتون خالی نماز را در پارک روی چمن بدون امکانات با یکی از طلبه ها خواندیم آنهم به جماعت، مردم متعجب بودند که چه شده، دوتا آدم ریشو در این پارک هم هستند. ببینید واقعاً چقدر جامعه تغییر کرده است!!!! طوری شده که نماز تعجب آور است اما اگه گیر به بی حجابی بدی می گن اینکه اشکالی نداره چکار مردم داری، از بحث خارج نشم.

این روز را هم خودم هم به عیال گلم تبریک می گم (به این می گن روحیه دادن به خود) و نکته مهم اینکه من ذلیل نیسم فقط زیادی با هم تفاهم داریم.چشمک

راستی روز عقد ما همراه بود با عروسی دوستم و اینکه دیشب به ایشان تلیفوندیم که آقا مبارکه سالگرد عروسیت و ایشان فرمایشوندند: که آقا این مصیبت عظما را به خودم و شما تسلیت عرض می کنم.

برای سلامتی رهبر معظم انقلاب صلوات.